برای تو

ای اسمانی ترین ستاره هستی!

با تو........

جرقه های عاشق شدن در آتشکده متروک قلبم شعله کشید!

و.........

ترانه های عاشقانه ام با تو به حقیقت رسید!

و با تو و وجود گرم توست که میخواهم بمانم....

و تا همیشه و همیشه...

در کلبه عشقم....

میزبان نفسهای عاشقانه ات خواهم بود!

برای خدایم

ای خدا

جانم خدا

بنشین کنارم

بگیر دست مرا

تا جان بگیرم

تو را من با دلم آغشته کرده

زعشق و امید با دلم همخانه کرده

ای عزیزم

بخوان آواز عشقی در کنارم نازنینم

پروردگارم

 تو کجایی تا ببینی ظالمان در ظالمی استاد گشتند

من در پی ات هر روز و شب دیوانه گشتم

ای عزیز مهربانم روی تو زیباترینم من تو را پیدا کنم  درسجده گاهم  در دلم در دیده هایم

خوب من اشکم ببین دل تنگ تنگم

گر تو را نامی بنامم از همه خوبی دنیا تنها تو هستی عشقی وفادار

ای خدایم نازنینم در برم بنشین کنارم

عاشقم ای مهربانم ای رفیق ماندگارم

عاشقم ای مهربانم ای رفیق ماندگارم....

احساس زیبای با تو بودن.......

ادامه نوشته

برای خدایم

دیشب کنارش نشستم

به اندازه وسعت عشق زیبا بود

به اندازه بیکران دشت خیال بخشنده بود.

و به اندازه گستره محبت صمیمی.

شانه های صبورش با شکوه ترین تکیه گاه خستگی و تنهاییست.

مدتی بود که حضور وبودن صمیمی و مستمرش را فراموش کرده بودم.

دیرگاهی بود که چشمانم آیه های زیبای بودنش را نمیدید. و گوشهایم ترنم خوش الحان گفتارش را نمیشنید.

او را در  عین حضور همیشگی کنارم کم داشتم. او حلقه مفقوده وجود تنهایم بود.

او کلید قفل سنگین بی کسیم بود. و دیشب برای لحظه ای یافتم.

نمیدانستم چه گفتاری با او داشته باشم. نمیدانستم خواهشم از او چه بود.شاید بخشش او را میجستم و شاید حضور بیشترش را منتظر بودم. نمیدانم .نمیدانم.

فقط خوشحال بودم که او کنارم است و ساکت و صبو ر و صمیمی دستان سرد مرا میفشارد و گرمایی به اندازه عشق میبخشد اخر او یاور قدیمی من است. همیشه و همه جا بی هر گونه جنجالی و بی هیچ منتی از سر کبر.فریاد رسم بوده.

دیشب بیش از همه دوستش داشتم .اما اشک یاریم نکرد تا دمی در دامان پر محبتش بگریم و اسوده گیرم

تنها کلامی که به او گفتم و پژواکش تا انتهای دشت سکوت بین ما پیچید  واژه زیبای

 

دوستت دارم خدای من بود